ساختارهای اعتقادی

نمایش و نقالی
مرداد ۶, ۱۳۹۹
ساختارهای اجتماعی
مرداد ۶, ۱۳۹۹

نقشمایه انسانی، قمه زنی، برگرفته از نقاشی روی چوب،سقانفار روستای کبریاکلا، شهرستان بابل؛ بازآفرینی طرح: سیّده فاطمه شاکری

بر اساس نشانه ها و مندرجات شماری از منابع ادبی و حماسی، دیدگاه های اساطیری بخشی اساسی از ذهنیت تاریخی مردم تبرستان و مازندران بوده است. وجود قهرمانان اسطوره ای، اعم از ملی یا بومی، همچون آرش و رستم وانتساب پاره ای از آرامگاه ها و مکان ها به شخصیت های اساطیری، همچون آرامگاه سلم وتور (دومرگان، ص ۲۱۷) در ساری، ازجمله رهیافت ها به درک اساطیری مردم این سامان است.

به جز شخصیت‌های اسطوره ی فوق، نام های دیگری همچون ارژنگ، اولاد، کولاد، بیو، سنجه و رستم یک دست نیز که پیوسته بخشی از پیکرهی روایت و نقل خنیاگران مازندرانی (شرخون) را تشکیل می داده اند. بر سر زبان ها بوده است. در این میان نقش مایه های اساطیری، همچون دیوسفید و نبرد رستم و اژدها، به ویژه ده‌ها نقاشی دینی – اسطوره ای در بناهای آیینی و غیرایینی، همچون نبرد با اژدها، پنهان شدن یونس در شکم ماهی یا حضور حضرت سلیمان در کنار جانوران و دیوان حاکی از اهمیت اسطوره و اسطوره پردازی در فهم اساطیر و اذهان طیف گسترده ای از هنرمندان و مردم این مرز و بوم بوده است.

تجارب دینی – مذهبی جدیدتر و آشنایی و اعتقاد به مذاهب شناخته شده، مانع از ادامه ی حیات برخی دیدگاه ها و تشریفات اجازهی دفن مسلمانان را در کوهستان های آیینی کهن نشده است. وجود معابد مهری در کوهستان های نمی‌دادند (ابن اسفندیار، ص ۲۲۷). با ای مرکزی و غربی مازندران با اسامی گوناگونی چون دخترپاک و ساده ی سوم و چهارم هجری، رفته رفته بذر ام ا بی بی خاتون، هنوز هم (۱۳۹۵ش)، مورد احترام و تقدیس مردم تا پیش از برامدن سلسله ی صفویه بسیاری اند بومی است. تا چند دهه ی پیش سوگند یاد کردن و نام بردن از برآمده از این دین را تجربه کردند. در زمان ح خدای مهر با اصطلاح تبری «مهربکردن یا مهرهکردن» از سوی قدرت یابی علویان در تبرستان، بخشی از مردم ای. با سالخوردگان در شهر و روستا معمول بود. تقدیس و تکریم درختان مذهب تشیع (شیعه ی زیدی) پذیرای اسلام شدند وتقدیس برخی اشیا واجسام در مازندران، حاکی از کهانت بیشتر مذهب شیعه ی امامی نیز در میان گروه هایی از مردم تا این گونه اعتقادات و باور به آنیمیسم و دیدگاه های جانمندانگارانه یافت (رابینو، ص ۴۰). مقدسی (ص ۵۳۹ – ۵۴۰)، حنان است. نیایش در کنار درختان کهنسال، موسوم به آقادار و اعتقاد قرن چهارم هجری، از رواج فرق اسلامی نجاری و کرامی در عی به سنگ های مقدس، همچون گیشی سنگ یا گیشاسنگ – که تا وتبرستان یاد کرده است. او در عین حال بیشتر مردم گرگان ادا چند دهه ی پیش نزد مردم شیرولنگا (تنکابن، کلار و عباس آباد) سنت و حنفی مذهب دانسته و گروهی از مردم این شهر را نیز شافع مرسوم بود (یوسفی نیا، ص ۳۸۰ -۳۸۳) – نشان دهنده ی ادامه ی وحنبلی مذهب خوانده است.

شواهد تاریخی مبین عزم راسخ و سرسختی مردم این منطقه در حفظ اعتقادات مهری و پیشامهری در برابر شارعان دین زرتشت و تکرار این مقاومت در سده های نخستین اسلامی، تنها نمونه ای از ایستادگی مردم این منطقه در برابر عقاید و اندیشه های جدید بوده است. دادن القاب وهن آمیز و پرشمار به مردم مازندران، در متون دینی زرتشتی و اطلاق نامهای کفرآمیز به برخی مناطق مازندران همچون اطلاق خوره‌ی گوران یا شهر کافران به مناطق شرقی مازندران نشان از عدم پذیرش دین زرتشت و مبارزه با شارعان این دین از سوی مردم مازندران و چند سده پافشاری آنان بر عقاید مهری و پیشامهری دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *